|
|
|
|
|
|
|
جستارهای دیگر
|
هنر جدید و بنیاد شهید! 21/2/86 یکی از راه هایی که بنا به آن یک نهاد نوعی در دل و درون یک حکومت می تواند همچنان باقی بماند و صرف نظر از اتمام مدت مصرف و ماموریت خود به عمر ش ادامه بدهد ، همان پروسه ی پنهان « نام زدایی» مورد نظر « رولان بارت » است که برای مثال در مورد « بورژوازی» بر می شمارد و به دگردیسی و دگرگونی زیر پوستی آن در روزگار مدرن اشاره می کند . اینکه چگونه یک نهاد اجتماعی مسلط ، که دیگر بردی در جامعه ندارد ، می آید و خود را به شکل های دیگری در می آورد و به گونه ای دیگر باز به جامعه تحمیل می کند . حربه ی جدید بورژوازی به زعم بارت ، تحمیق توده از طریق تبلیغات و در قد و قامت سرمایه داری و حفظ و حضوری دیگر گونه است . چنین ماجرایی حالا تقریبا تبدیل به منشی همگانی و فراگیر در دولت ها و حکومت های انقلابی و توتالیتر دنیا شده و بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفته است . حکومت هایی که برای جداسری با حکومت های پیش از خود پایه های تازه ای گذاشته و عناوینی را به ضرورت یا غیر ضرورت وضع کرده اند و با گذشت زمان جایگاه درست و دقیقی برای آن ها نیافته اند و به خاطر حفظ یکپارچه گی ایدئولوژیک خود هرگز رای به حذف آن نهادهای بی برد و کاربرد نداده اند . از این نهاد ها و بنیادها در جمهوری اسلامی ایران ( و نه جمهوری اسلامی افغانستان ! ) زیاد بوده و زیاد دیده ایم . بنیادهایی که یا به موازات انقلاب 57 و یا به موازات جنگ ایران و عراق تشکیل شده اند و در سه دهه ی گذشته مسوولیت مشخصی برای آنها تعریف شده است . از این بنیاد ها می توان به بنیاد شهید و بنیاد جانبازان و مستضعفان اشاره کرد ، که هر دو در زمانی خاص و برای رسیدگی به اموری خاص ِ انقلاب و جنگ و بنا به یک تصمیم انقلابی به وجود آمدند . اینجا کاری به کارنامه ی همین دو بنیاد نوعی نداریم و درباره ی آن ها هم داوری نمی کنیم ، که مخاطب آنها - حداقل به نام - کسانی چون نویسنده نبوده اند که شاهد خدمات و احیانا صدمات شان بوده باشد و بتواند داوری روشنی در این باره بکند . نکته ی مهمی که اینجا و پیرو این بحث برای من ِ نوعی وجود دارد ، روی آوردن این نهادها و بنیادها به اموری غیر از امور متعارف برای آن هاست . این روی آوری را البته در عرصه ی کلام و تصویر ( شعر و سینما و ... ) از سال ها قبل می توان در ردیف خواست ها و درخواست های این نهاد ها دید و در قالب جشنواره هایی موضوعی و گذرا و بی محتوا دریافت . اما اینکه یکباره نهادی چون بنیاد شهید در این برهه ی زمانی می آید و متولی برگزاری نمایشگاه « هنر جدید » می شود و کسانی هم مانند « آیدین آغداشلو» در قالب مصاحبه با مطبوعات و یا در سخنرانی خارج از کشور ِ خود به دفاع بی چون و چرا از آن می پردازند ، ماجرا شکل تازه ای به خود می گیرد ، که قابل نقد و بررسی است . و اما در اینکه بنیاد شهید یا نهادی با این اسم ، زمانی بنا به یک ضرورت انکار ناپذیر اجتماعی به وجود آمد و رسالت آن رتق و فتق مسایل مربوط به کشته شده گان جنگ و انقلاب و خانواده های آن ها بود ، هیچ تردیدی نیست . اما اینکه یک چنین نهادی با چه فراگردی می خواهد متولی برگزاری نمایشگاهی با عنوان « هنر جدید » شود ، که سابقه ی برپایی آن ابتدا به 33 سال پیش و شکل گیری گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان باز می گردد واین اواخر به موزه هنر های معاصر تهران ، این موضوعی است که فکر می کنم دلایل آن را باید در ابتدای این متن جست و جو کرد و بدان پرداخت . ضمن اینکه کشور ما در 2 سال گذشته دچار یک سری سرگردانی های فرهنگی و هنری و یک سری بازگشت های آرمانی به سال های نخستین بعد از انقلاب شده است ، که می توان این ناهنجاری را در متن آن نیز توجیه و به تفکر درباره ی آن پرداخت . و اما بالاخره نکته ای که باز اینجا از همه مهم تر می نماید و همواره نیزدرسال های اخیر بر آن تاکید داشته ام ، اتفاقی است که می خواهد از طریق برگزاری یک چنین نمایشگاه هایی و به هر قیمتی بیفتد و آن از میان برداشتن مرز میان هنرمندان مستقل و هنرمندان به اصطلاح متعهد به انقلاب و جنگ و آنگاه یکی شدن هنر ایدئولوژیک با هنر آزاد و غیر ایدئولوژیک و بدون تاریخ مصرف است . چیزی که همین الان نمونه های آن را به طور همزمان در موزه هنرهای معاصر تهران ، مجموعه صبا ( وابسته به فرهنگستان هنر ) و موزه ی امام علی ( وابسته به شهرداری تهران ) و در قالب نمایشگاه هایی چون « بهار ایرانی » ، « پوستر جهان اسلام » و « جلوه های نگارگری در نقاشی معاصر ایران » یکجا می بینیم و می یابیم .
e-mail:artcritic@shamkhani.com
|
copyright©2007 shamkhani.com All Rights Reserved