|
کارآشنایی | |
|
| |
|
|
Iran Art Critic
اگر بخواهم حدود 16 سال کار و کوش حرفه ای خودم را با چند واژه صورت بندی و پراکنده گی آن را یک پیاله کنم و در این انگارش سراسری وسرسری به بازنمایی همه ی آن چیزی که بوده و هست نپردازم و به اشاره ای بگویم وبگذرم و جای خیلی چیزها را خالی بگذارم، شاید مشکل بتوانم به جای نوشتن و نقاشی و نقد واژه ی دیگری در این کمینه بیاورم . نکته قابل توجه اینجا حرکت یک نقطه روی سطحی سرتاسر سفید است . نقطه ای که از خط شدن همیشه و همواره ابا داشته و ناگزیر گریخته است . نتیجه ی این گریز هم ، همچنان ستیز و آویز با دنیای دور و بر بوده و همین و باز همین و باز تمام . فکر می کنم آدم صرف نظر از برداشتی که می شود و باوری که به شخصه دارد ، هر چه حتا پست و هر چه حتا پایین ، بالاخره باید یک جا تن به عریانی بدهد و پرده ازهستی خرد و ناچیز خود بردارد . این کار اگر از بیرون و بی ملاحظه ی حضور راوی خودروایت گر صورت بگیرد و چنانکه عکس های " ویم وندرس " با بی زاویه گی شان از غیاب عکاس می گویند و تنها به ثبت موضع و منظر ه و خاطره می پردازند، به عمل دربیاید ، می توان گفت که مخاطب را به مقصود رسانده است . و اما ، گذشته از این گریز ، هیچ وقت فکر نمی کردم که روزی مجبور به این خودنمایی بشوم و میراث گرانقدر بسیاری از نویسندگان و هنرمندان را که با فاصله و با واسطه یا بی فاصله و بی واسطه به من رسیده اند و در ذهن ام یک جورهایی گم و گنگ زندگی کرده اند ومرا در افشاء کردن دیوار به دیوار درونی هایم مدد کرده اند ، با این کار به باد بدهم . چه می دانم که این هم یا از روی دلتنگی و دلزده گی است و یا از نوعی خودویرانگری می آید و محصول همین روزهای خون دل خوردن و خفقان و به خواب زمستانی رفتن است و با همین روزها هم طی و تمام می شود . بگذریم . - نمی دانم سهم من از همه درختانی که قطع شده اند و تبدیل به چوب و آنگاه کاغذ ، چقدر بوده است . تنها می دانم که نوشته ام و به اقتضای وقتی که گذاشته ام ؛ زیاد . آنقدر زیاد که بتوانم با آن همه ی هستی ام را به آتش بکشم و خود نیز در آن به حد نابودی بسوزم . این خودسوزی البته همیشه و همواره بخشی از کار من بوده و آن را در معانی و مصداق های متفاوت فاعلی و مفعولی دوست داشته ودارم . این خودسوزی با دودی سفید و غلیظ ابتدا در داستان نویسی خود را نشان داد و سپس درشعر و سپس تر درهر چیز دیگری که می توانست به مثابه ی متن باشد . و البته و صد البته با این هدف غایی و نهایی که یک روز دوباره به دنیای داستانی برگردم و دنیای بیرون را آن طور که دوست دارم و می توانم ، ببینم . - گذشته از نوشتن و نوشتن به معنای گشوده ی آن ، کاری که بیشتر از بقیه، طی این سال ها، از من وقت و انرژی گرفته ، رسانه و روزنامه بوده است . قالبی که گشایش ها و محدودیت های خاص خود را دارد و در شکل حرفه ای با نوشتن به معنای عام آن مقداری متفاوت می نماید . مطبوعات می تواند هم آدم را در بلند مدت به مرجعی برای آمار و اخبار و اطلاعات سطحی تبدیل کند و به دام روزمره گی بیندازد و هم می تواند موجب تعالی و ترفیع و تراوش ذهنیت آدم در گستره ای گشوده باشد . نگاه من به مطبوعات ، در عین تن دادن به بعضی از محدودیت های آن ، نگاهی در حال گذار بوده و از آن ، تا جایی که توانسته ام ، به نفع خودم بهره برداری کرده ام . به طوریکه همیشه و در ظاهر برای آن نوشته ام ودر ژرف ساخت آن به کتاب اندیشیده ام . آنقدر که بتوانم با یک سرکشی ساده ، محتوای مطبوعاتی کارم را به کتاب تبدیل کنم . - گذشته از نوشتن به هر معنایی ، باید از نقاشی ، که یک جورهایی با نوشتن در قلم مشترک می نمایند ، به عنوان دیگر علاقه ی بنیادی ام در طول سال های گذشته یاد کنم . در این زمینه البته - همچنان که درباره ی دهش و دریافت های پراکنده در فیلمسازی ، عکاسی ، سفالگری ، گرافیک و ... ادعایی ندارم و نمی خواهم که با آن خوانده شوم . تا شاید اگر و مگر روزی ...
_ بیش از 12 سال سابقه ی حضور مداوم و مستمر در گستره ی رسانه ای و مطبوعات سراسری کشور و به طور مشخص خلق صدها متن و مقاله ی ادبی ( نقد داستان ، نقد شعر ) و هنری ( نقد و گفت و گو و گزارش در حوزه ی سینما ، تئاتر ، هنر های تجسمی ، موسیقی ، معماری و ... ) در روزنامه ها یی چون صبح امروز ، ایران ، اطلاعات ، جامعه ، مناطق آزاد ، همشهری ، بهار ، بنیان ،انتخاب ، نوروز ، حیات نو ، یاس نو ، وقایع اتفاقیه ، شرق ، آینده نو ، تهران امروز و ...
_ پنج سال فعالیت در کسوت کارشناس هنری و مشاور مطبوعاتی موزه هنرهای معاصر تهران
_گذراندن دوره ی فیلمسازی در انجمن سینمای جوانان ایران (1372) و ساخت فیلم 8 میلیمتری «ریشه » و شرکت در تولید چند فیلم کوتاه 8 و 16و35 میلیمتری به عنوان فیلنامه نویس و...
_ نویسنده گی و کارگردانی یک تئاتر به سفارش سازمان علمی و فرهنگی یونسکو در ایران و برای اجرا در کنگره بین المللی عطار ، که بعدها کنگره به رغم انتشار مکرر فراخوان مطبوعاتی برگزار نشد
_ همکاری و همراهی در تولید تعداد قابل توجهی فیلم های مستند به عنوان نویسنده و ...
_ شرکت در چند کنگره ی فرهنگی و هنری مانند هزاره شاهنامه فردوسی ( تهران و مشهد ) ، خلیج فارس در فرهنگ و ادب فارسی ( کیش ) ، بررسی مسایل رمان در ایران ( تهران ) ، کنگره بین المللی آثار تصویرگران کتاب کودک و نوجوان ( موزه هنرهای معاصر تهران ) و ...
_ شرکت در نمایشگاه نقاشی معاصر ایران در کشور ارمنستان ( به عنوان کارشناس هنری موزه هنرهای معاصر تهران )
_سفر پژوهشی به کشور انگلستان و مطالعه درباره ی هنر مدرن و معاصر این کشور و دیگر کشورهای غربی
_ انتشار کتاب « نوشت و نقد هایی درباره ی پیشگامان هنر معاصر ایران » ، نشر « آگه » (آگاه) ، زمستان 1384
_ مشارکت در انتشار کتاب 738 صفحه ای « مهرگان » ( جشن نامه مشاهیر معاصر ایران ) با حدود 350 صفحه متن کتاب ( بخش معماری و هنرهای تجسمی ) ، موسسه انتشاراتی روزنامه ایران ، زمستان 1384
_ نویسنده متن و مقدمه و ویراستار کتاب عکس «وسعت بی واژه » و کتاب مجسمه « از حجم تا لیلی »
_ شرکت در نخستین آرت اکسپو ( نمایشگاه فروش هنری ) تهران به همراه « مسعود عربشاهی » ، «صادق تبریزی » ، « ایران درودی » و « علی اکبر صادقی » در گالری 66
_ شرکت در هشتمین بی ینال هنر سفال و سرامیک و آبگینه معاصر ایران با یک ویدئوآرت 12 دقیقه ای ( نویسندگی ، کارگردانی ، فیلمبرداری و تدوین ) و 8 عکس انتزاعی و تجریدی سفال و دو سفالینه ی حجمی و انتزاعی در یک پلان و به شکل کانسپچوال
_ هشت سال عضویت دائمی در انجمن صنفی مطبوعات ایران (AOIJ ) و سه سال عضویت در فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران (IFJ)
_ راه اندازی آتلیه طراحی گرافیک با عنوان « گیتا گرافیک » و با همکاری مهندس « زینب حسینجانی»
- طراح گرافیک چند سایت اینترنتی ، چندين کتاب ، پوستر ، نشانه نوشته ( آرم ) و...
- مدیر سایت بین المللی IOAGallery
_ سخنرانی در پنجمین دوسالانه نقاشی معاصر ایران ، بزرگداشت کامران دیبا ، نشست خانه عکاسان ایران و ...
_ حدود 20 مجموعه نقد هنرهای تجسمی ، یک مجموعه داستان کوتاه و یک مجموعه شعر آماده ی انتشار
_ و...
e_mail : artcritic@shamkhani.com
|
|
copyright©2007 shamkhani.com All Rights Reserved |