این دفتر پاره هر از گاهی به شب یا به روز می شود و اشاره ای می کند و می گذرد . غرض گذاشتن ردپایی گم و گنگ است و دریچه ای خرد برای دیدن دیگرانی که عریانی خواسته و ناخواسته ی مرا اینجا می بینند .

vجستارهای دیگر :
üغیاب و حضور علیرضا اسپهبد!
üجلوه های خودپسندانه...
üقیاسی در مقیاس اعتراف!
üهویت بخشی مدارس ایران
üلیلی در غربت...
üحراجی کریستیز
üهشتمین بی ینال سفال
üهنر جدید و بنیاد شهید!
üنقش سیاست بر بوم هنر
üدیدار دوباره مصدق با ورجاوند!
üقرآن خوانی ممیز و...
üغروب مارکو گریگوریان
üحراج فرهنگ ایران در حجره اعراب
üموج جدید هنر ایران در خلیج عربی
üگورهای خالی روزنامه نگاری!
üرنگ در کتاب مقدس ما ایرانیان !
üرستم دستانم آرزوست !
üجشنواره تجسمی فجر!
üایران به نرخ روز!
üعارفانه های جدید فرشچیان!
üجفت کاری با پیکر شاهنامه!
üشوخی تاریخی با روزنامه نگاران!
üچراغ روشن روشنگری!
üپلان موزه هنرهای معاصر
üجایی میان شعر و نقاشی
üنادیدنی مثل سونات مهتاب!
üیادی از غربت و قرابت ایران!
üبرگردان تازه ای از فاجعه
üبدرود بدهنگام با بهجت صدر!
üساختن ویرانگر تاریخ!
üبه نام دین و به کام تشنه دولت!
üهجوم یونانی به هنر ایرانی!
üجنگ تحمیلی بی بی سی فارسی!
üجنبش سبز طبیعت در راه...!
üهم نهادی ساختاری سیاست و هنر ایران!
üدزد قدرقدرت مجسمه های تهران!
üسرمایه گذاری وابسته ی غرب در هنر امروز ایران!
üنگاهی بی سایه روشن به زن ایرانی!

نگاهی گذرا به فیلم «زنان بدون مردان»، نخستین ساخته سینمایی «شیرین نشاط»

نگاهی بی سایه روشن به زن ایرانی!

محمد شمخانی                                           11/6/89  

دیشب فرصتی دست داد تا فیلم «زنان بدون مردان» نخستین ساخته ی سینمایی «شیرین نشاط» را ببینم و به تماشا بنشینم. آن هم درست 15 سال بعد ازخواندن رمان «شهرنوش پارسی پور» و 10 سال بعد از آوردن نام نشاط در نوشته هایم ( برای نخستین بار در ایران) و8 سال بعد از نوشتن نقدی مستقل بر ویدئوهای او و 6 سال بعد ازانتشار همان متن در کتاب «نوشت و نقدهایی درباره پیشگامان هنر معاصر ایران»( نشرآگه، زمستان 1384). درباره پیشگامی نشاط گفتنی اینکه نخستین هنرمند ایرانی است که به «ویدئوآرت» پرداخته و همین هم او را به روایتی در ردیف پیشگامان هنر معاصر ایران قرار می دهد. چه به خاطر درخشش  و نوآوری او در بی ینال معتبر ونیز بود که این مدیای هنری در سرزمین ما بازشناخته شد و رفته رفته در میان نسل جوان شیوع یافت. این را گفتم که پیش از هر چیز به جایگاه این هنرمند ایرانی تبار مقیم آمریکا اشاره ای کرده باشم و به جسارتی که او به نسل های نوآمده ایرانی برای بهره برداری از این رسانه امروزی (ویدئو آرت) بخشید.

به «زنان بدون مردان» از زوایای زیادی می توان نگاه کرد. می توان همه چیز را به تکنیک خاص اثر تقلیل داد و می توان فراتر از آن بر محتوای فیلم تکیه و تاکید داشت. نگاه من اینجا و اما، نگاهی صوری است که بیشتر سعی در سنجش شتابزده فیلم در بستر و گستره ی دیگر آثار این هنرمند(ویدئو و عکس) دارد. نگاهی مفصل تر و مشخص تر به این اثر سینمایی را می گذارم برای بعد و بعدتر که آن را دوباره و با دقت بیشتر ببینم.

و اما، پیش تر و در همان متن یاد شده ی 8 سال پیش به رویکرد مذهبی شیرین نشاط در آثارش اشاره کرده ام و قصد ندارم اینجا دوباره همان گزاره ها را تکرار کنم. «زنان بدون مردان» که برداشتی آزاد از رمان شهرنوش پارسی پور به حساب می آید، به خوبی تسلسل آن رویکرد مذهبی را نشان می دهد و حتا می توان گفت که ذره ای از آن عدول نکرده است. این رو.یکرد البته با ادعایی که چندی پیش هنرمند در گفت و گو با بی بی سی فارسی (گفت و گو با «عنایت فانی» و اذعان به مذهبی بودن) از خود بروز داد، آشکارا در تناقض است و به خاطر گویایی متن فیلم، نیازی به بازگویی آن در این نگاه شتابزده نیست. نشاط، همچنان که غربی ها می پسندند و بخشی از هنر و هنرمندان امروز ایران برای گذر از مرزهای بسته ایدئولوژیک این سرزمین بدان اقبال نشان داده اند، در ستیز و آویز دائمی با مذهب و معانی مستتر در فرهنگ و سنت های مذهبی است. همین هم به رغم ادعای همیشه و همواره اش او را در مقابل این مذهب و این فرهنگ مسلط قرار می دهد و نگاهش را به نگاهی تیپیک فرومی کاهد. نگاهی که به خاطر بیرونی بودنش بسیاری ظرافت ها و ظرفیت ها را نادیده می گیرد و همه کس و همه چیز را با یک چوب می راند. این ویژگی و این نگاه یکسویه و تخت، در رمان پارسی پور، که اگر درست به خاطرم مانده باشد مقلد و متاثر از «رئالیسم جادویی» ادبیات داستانی حوزه دریای کارائیب بود و ضمن در نظر داشتن شاهکاری چون «بوف کور» صادق هدایت، به آثاری چون «صدسال تنهایی» گابریل گارسیا مارکز نیز نقب زده بود، کمتر دیده می شد. این نوع برداشت از یک متن ادبی و مثله کردن آن به نفع تصویر، در ضدروایت های نشاط یا همان ویدئوهای همیشگی اش، تا حدود زیادی راه را بر نقد محتوایی آثارش می بست. در «زنان بدون مردان»،اما، همین نگاه ناشیانه یا شایدعامدانه به نارسایی نخست اثر تبدیل می شود. چه در این فیلم سینمایی هنرمند آن قدر دربند برقراری رابطه با ذهنیت نوعی خود از زن ایرانی است که به بیرون از ذهن خود سرکی نمی کشد و واقعیت را آن طور که باید و به اقتضای اثرش نمی بیند. بیننده خارجی بی خبر از اینجا را نمی دانم، ولی نگاه نشاط به زن ایرانی، صرف نظر از برخی صحنه های فیلم، نگاهی بی سایه –روشن و با قلم گیری ساده و کناره نماست. یعنی همان حضوری را نشان می دهد که خطوط مرزی اشیاء در یک بازنمایی بیرونی نشان می دهند.

زنان بدون مردان شیرین نشاط ، اما، صرف نظر از برداشت آزاد محتوایی، درست دنباله رو همان روایتی است که زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور دارد. این را توسل فیلمساز به رئالیسم مورد نظر نویسنده به ما می گوید. فیلم ،ولی، در همان ابتدا گوشه چشمی به اثر «استنلی کوبریک» ( اگر اشتباه نکنم «پرتقال کوکی») دارد و صحنه پرت شدن دختر جوان با آوای دلنشین اذان موذن زاده را از نمای پرت شدن پسر جوان تحت تاثیر سمفونی 9 بتهوون وام می گیرد. و دختر جوان، همانطور وهمچنان که ماجرای فیلم، با یک عبارت فلسفی در هوا معلق می ماند، تا در پایان فیلم و با یک عبارت فلسفی دیگر فرود بیاید. بینابین این فراز و این فرود هم زندگی چند زن با تمهیدات داستانی و قرار گرفتن در یک پس زمینه تاریخی و سیاسی در هم تنیده می شود و همه ی این ها در قاب های عکاسیک قشنگی نقش می بندد تا هم تاکیدی بر جنبه ی یادبودی فیلم باشد و هم خصلت نمای نگاه نوعی نشاط به زن ایرانی و بالاخره هم پلی بین گذشته و حال و آینده. در این میان ضربآهنگ فیلم، که اینجا قرار است یک اثر سینمایی باشد تا یک ویدئوی تجسمی، اصلا مناسب به نظر نمی رسد و لوکیشن فیلم نیز(مراکش) هرگز آن حال و هوای ایرانی را که باید به خود نمی گیرد و بیان و بازی بازیگران هم متاثر از تمام نقایص و نقایضی که گفتم و در این کمینه برشمردم، به واقعیت و واقع نمایی مورد انتظار نمی رسد و یادآور بسیاری از سریال های تاریخی بی رنگ و بوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.

و در نهایت اینکه «زنان بدون مردان» اگر چه نشانه های روشن و آشکاری از تمام ویدئوهای شیرین نشاط را با خود دارد، اما به خاطر جدا شدن از رسانه همیشگی هنرمند و پیوستن به ساختار و بافتار سینمایی، به نظر بیشتر در صدد گفتن ناگفته هایی بر آمده است که ناگفتن شان در ویدئوها بر ارزش آن ها می افزود و گفتن شان اینجا به زیان فیلم تمام شده است. با این همه و به رغم جایزه ای که جشنواره ونیز در کشاکش رویدادهای سیاسی روز ایران برای این نسخه ناقص سینمایی در نظر گرفت، هنوز هم معتقدم که برای ارزشگذاری هنر نشاط باید به سراغ ویئوهای جمع و جور و مونیتورینگ ویژه ی او رفت و آن ها را اغلب بدون در نظر گرفتن ملاحظات ایدئولوژیک دید و لذت برد. از طرفی می توان انتظار داشت که این هنرمند با پشت سر گذاشتن فیلم اخیرش (زنان بدون مردان)، که به نظرمن صورت بندی محتوایی تمام آثار پیشین او نیز به شمار می رفت، از این ذهنیت نوعی فاصله بگیرد و در دور دیگری از آفرینش های هنری اش به متن و بطن واقعیتی جدید وارد شود.    

 

نام :           
ایمیل :
        
وب سایت :  
                     
                                       


 

نظرات

 e-mail:artcritic@shamkhani.com

 

copyright©2010 shamkhani.com All Rights Reserved