این دفتر پاره هر از گاهی به شب یا به روز می شود و اشاره ای می کند و می گذرد . غرض گذاشتن ردپایی گم و گنگ است و دریچه ای خرد برای دیدن دیگرانی که عریانی خواسته و ناخواسته ی مرا اینجا می بینند .


               

جستارهای دیگر

 

 

 

 

 

 

جلوه های  خود پسندانه در نقاشی معاصر ایران !

 

  - یک

  موزه هنرهای معاصر تهران پس از پشت سر گذاشتن یک دوره ی  موفق  ، که در زمان خود ودر تدوین استراتژی آن من نیز به نوعی سهم خودم را داشتم ، حالا و در دولت حاضر با کنار گذاشتن آن قوای قبلی ، تنها به یک واحد ساختمانی تبدیل شده است که دیگر توان ایجاد آن شور و شوق پیشین را ندارد و  حضوری حاشیه ای را در رخداد های بی رمق امروز هنر معاصر ایران تجربه می کند و پی می گیرد .حاشیه نشینی  حالای موزه  که هم بسته به مدیریت ناکارآمد آن است و هم ریشه و روزن در مدیریت کلان و کلی کشور دارد، با الگوی موفقی که در سال های گذشته طرح کرد ، اکنون و در ابعادی بسیار کوچک تر نهاد های دیگری چون شهرداری تهران را به تکاپوی تعریف حرکتی مشابه انداخته است. به طوری که این روزها ازخلال مطبوعات آفت زده و رسانه های بی مخاطب کشورمان بیشتر از آنکه نامی از موزه هنرهای معاصر تهران ببینیم و بشنویم ، شاهد طرح عنوان نامانوس موزه هنرهای دینی امام علی ( ع ) هستیم که ضمن یدک کشیدن این عنوان ناجور و ناهماهنگ برای موزه آثار هنری ،  با ساختمانی بد قواره و بی هیبت سعی در تداعی همان حرکت بنیادی موزه هنرهای معاصر تهران در سال های  گذشته را دارد .

- دو

 مدیر سابق موزه هنرهای معاصر تهران ( دکترعلیرضا سمیع آذر )، که به خاطر پیش گرفتن یک مشی و منش انضمامی توانسته بود  در دوره ی هشت ساله ی ریاست  جمهوری خاتمی خوش بدرخشد و منشاء و مرجع فعالیت هایی درخور و ماندگار  بشود و تا حدودی هنر معاصر ایران را از خواست ها و درخواست های نامشروع عده  ای هنرمند نما دور نگه دارد و از تلقین و تزریق مواردی التقاطی  چون مینیاتور و خوشنویسی معاصر جلوگیری کند ، حالا و با پشت سر گذاشتن آن مقام مدیریتی و  تحویل آن پست مهم به افراد دیگری در دولت جدید ، به همراه چند گالری دار به  تاسیس یک موسسه ی هنری با عنوان « ماه  ِ مهر» پرداخته است  که در واقع پرتو و  پشتوانه ای از تجربه ها و ارتباط های دوره ی مدیریت او در موزه هنرهای معاصر تهران   را نیز با خود دارد . این موسسه بدون آنکه بخواهم وارد چند و چون آن بشوم و آن را به تجزیه و تحلیل دقیق بنشینم ، کوشش های قابل تاملی هم در طی و طول دوره ی پیدایی خود داشته و پشت سر گذاشته است .

  - سه

  یکی از کارهای موسسه ی هنری « ماه  ِ مهر »  ، انگار ، برقراری ارتباط با موسسات دیگری  مثل موزه یاد شده ی امام علی ( ع ) است . آخرین نقطه ی تلاقی این دو مرکز را می توان در فراخوانی دید که از سوی موسسه ی « ماه  ِ مهر » منتشر شده و امضای « فرح اصولی » ( دبیر نمایشگاه ) را دارد و به نمایشگاهی با عنوان « جلوه های نگارگری در نقاشی معاصر ایران » اشاره می کند که قرار است  خرداد ماه 86 ودر موزه ی امام علی ( ع ) برگزار شود . اگر چه این رویداد عینیت نایافته  مانند خیلی از رویداد های تاکتیکی - تجسمی این کشور چندان مهم به نظر نمی آید و پیش داوری هم درباره ی آن  شاید چندان درست نباشد ،  اما ، در همین خواست و خیزش نخست ( فراخوان نمایشگاه ) هم ماهیت خود را رو می کند و ارجاع به زمینه های دیگری می شود  ، که اشارهای گذرا به برخی از آن ها بد نیست :

1- عنوانی چون جلوه های نگارگری در نقاشی معاصر ایرا ن از اساس عنوانی من درآوردی و بی معنا و محتوا به نظر می رسد و تنها اگر و مگر منظور از آن استفاده ی نوعی ظرفیت های بیانی این هنر سنتی در آفرینه های مدرن هنرمندان مطرح و معروفی چون « صادق تبریزی »  ، « محسن وزیری مقدم » ، « ناصر اویسی » و « ژازه طبا طبایی » در طالع هنر مدرن ایران و با یک سری تاخیر و تقدم های زمانی و تفاوت های سبکی و سیاقی باشد .

2 – امکانات ارجاعی هنر مدرن با تمام گشایشی که در آن هست و حس می شود ، تنها می تواند سویه ای شخصی و احیانا گروهی پیدا کند و هیچ وقت به عنوان یک  مکتب مشخص و قابل تجدید و تکرار بدان نگاه نمی شود . بدین ترتیب بهره گیری مدرن از ظرفیت های بیانی هنر سنتی مینیاتور هم تنها می تواند به عنوان یک طرفه و ترفند در آثار همان هنرمندان یاد شده باقی بماند و به بقای خود ادامه بدهد . و این صد البته با بحث انحصار و انحصار طلبی و...هیچ پیوندی ندارد و هیچ ارتباطی پیدا نمی کند .

3 – فرح اصولی  که به احتمال بسیار زیاد پیشنهاد دهنده ی این نمایشگاه بوده ، خود هنوز به یک اعتبار هیچ نوع اثر و آفرینه ی مدرن و معاصری خلق نکرده است که بخواهد و بتواند پیگیر یک چنین ادعای بی پایه ای در نقاشی معاصر ایران باشد . این نقاش ، ضمن احترامی شخصی که برای وی و مخاطبانش قائل هستم ، به نظر وقت خود را بدجوری تلف سنت ها کرده و می کند و ضمن صورت برداری بی واسطه از مینیاتور اصیل ایرانی ، به خلق  ِ همچنان همان آفرینه ها و آرایه های  توصیفی  و روایی می پردازد .  آثاری که شاید  خیلی شیک و شسته و روفته باشند و در مواردی بسیار جزئی با الگوهای تکراری و تاریخی خود متفاوت بنمایند .

4 – یکی از مواردی که ، به عقیده ی من ، مانع پیشروی هنر مدرن و معاصر ایران می شود و معمولا هم با حمایت های ناکام دولتی همراه می شود ، طرح همین نمایشگاه ها ی انحرافی و ایجاد یک چنین ذهنیت های برگشتی و التقاطی و قائم به شخص است . اینکه هر کسی بیاید و با توجیه باور و برداشت درست یا غلط خود از هنر مدرن ، آن را به مثابه ی یک روش و رفتار و نگرش به مراجع دولتی حقنه کند و حمایت آنها را برانگیزاند و هم تاییدی عام بر هنر  ِ بی ضلع و زاویه ی خود بگیرد و هم عده ای را به همین کج روی و کج رفتاری تشویق و ترغیب کند .  چنین کوشش های بی آغاز و انجامی ، شاید در محدوده ی کوچک خود تاثیر خاصی نداشته باشند ، اما رفته رفته و در یک نگاه سراسری به هنر این سرزمین تبدیل به گره و گمراهی بزرگی برای هنر و هنرمند و به ویژه مخاطب می شوند .

 

 

 e-mail:artcritic@shamkhani.com

 

copyright©2007 shamkhani.com All Rights Reserved